آلبوم سال های خاکستری

 

 

 

 

سال‌ های خاکستری اثری از بامداد فتوحی، عیدانه‌ی نوروز ۱۳۹۱ از طرف دهلچی به علاقه‌مندان موسیقی و به‌ویژه دوست‌ داران سازهای کوبه‌ای‌ ست. تکنوازی تنبک محور اصلی این اثر را تشکیل می‌دهد. همچنین در گوشه‌هایی، از تنبک‌ باس و بم‌دایره و مثلث برای رنگ‌ آمیزی و فضاسازی بهتر قطعات استفاده شده است.

 

این مجموعه شامل ۳ قطعه‌ی «مِه – خاکستری»، «رستا – سبز» و «باران – آبی» در حدود ۱۵ دقیقه است. همچنین شعری از احمد فتوحی را با صدای شاعر در قطعه‌ی دوم این مجموعه‌ی صوتی می‌شنوید. میکس و مسترینگ نهایی را ابوسعید مرضایی انجام داده و طراحی گرافیک مجموعه بر عهده‌ی سهند سلطاندوست بوده است.

 

 

 

 

 

 کاور آلبوم سال های خاکستری اثر بامداد فتوحی

 

 

 

 

 

 

می‌توانید این مجموعه را با فرمت MP3 در دو کیفیت ۱۲۸kbps و ۳۲۰kbps به رایگان  دریافت نمایید.

 

 

 

 

بیت ریت: ۳۲۰kbps

حجم: ۳۴٫۴ مگابایت

 

 

 

بیت ریت: ۱۲۸kbps

حجم: ۱۳٫۵ مگابایت

 

 

اگر لینک دانلود آلبوم ها درست نبود از لینک های زیر دریافت نمایید.

 

الف- مِه، خاکستری

ب- رستا، سبز

ج- باران، آبی

 

 

 

 اگر مایلید کاورهای این مجموعه را به‌صورت رنگی چاپ کنید و یک قاب سی‌دی واقعی برای خودتان بسازید، فایل‌های با کیفیت و وضوح بالا (مخصوص چاپ) را از لینک‌های زیر دریافت نمایید:

        طرح روی جلد
        ابعاد: ۲۳٫۶×۱۱٫۸cm | حجم فایل: ۶۷۹ کیلوبایت

        طرح پشت جلد
        ابعاد: ۲۳٫۶×۱۱٫۸cm | حجم فایل: ۸۴۰ کیلوبایت

        طرح پشت قاب
        ابعاد: ۱۵٫۰×۱۱٫۸cm | حجم فایل: ۳۲۱ کیلوبایت

        طرح روی سی‌دی
        ابعاد: ۱۱٫۸×۱۱٫۸cm | حجم فایل: ۲۵۸ کیلوبایت

 

 

 

 

 

 

بیوگرافی

بامداد فتوحی زاده‌ی ۱۳۵۷، پاریس
دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی مهندسی عمران
مدرس رسمی ساز تنبک از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

اساتید:

    مهدی ستایشگر
    فراگیری اصول مقدماتی موسیقی و شروع نوازندگی سنتور، تابستان ۱۳۶۸
    مسعود ملک
    مکتب سنتورنوازی استاد فرامرز پایور، تابستان ۱۳۷۰ تا تابستان ۱۳۸۲
    کوروش ذوالفقارخانی
    دوره‌ی آموزش ردیف و سنتورنوازی، ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۷
    مجید سعادت
    شروع نوازندگی تنبک (مکتب اساتید تهرانی و اسماعیلی)، ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۲
    کامبیز گنجه‌ای
    دوره‌ی آموزش تنبک‌نوازی، خرداد ۱۳۸۳ تا زمستان ۱۳۸۶
    صادق تعریف
    دوره‌ی دف‌نوازی، مرداد ۱۳۹۰ تا کنون

کارنامه‌ی هنری:

– کنسرت یادبود استاد منصور صارمی، تالار حرکت، تهران، زمستان ۱۳۷۹

– همکاری با استاد مرتضی احمدی در یک پروژه‌ی انیمیشن، زمستان ۱۳۸۳

– سرپرست گروه تنبک‌نوازان ارکستر مضرابی ایران به سرپرستی استاد حسین دهلوی و رهبری نزهت امیری، تالار وحدت، تهران، شهریور ۱۳۸۴ و جشنواره‌ی موسیقی فجر، فرهنگ‌سرای بهمن، زمستان ۱۳۸۴

– همکاری با گروه «جام ارغوان» به آهنگسازی و سرپرستی حسین قاسم‌پور و آرمین جوانبخت و اجرای کنسرت در شهرهای لاهیجان و رشت، شهریور ۱۳۸۵ و تالار فارابی دانشگاه هنر تهران، خرداد ۱۳۸۶

– همکاری با گروه «خورشید» به سرپرستی مجید درخشانی در اجرای آثار استاد حسین علیزاده (حصار و سواران دشت امید)، تالار وحدت، تهران، پاییز ۱۳۸۶

– همکاری با پیمان شکراللهی، نوازنده‌ی سنتور زیر نظر استاد حسن یوسف‌زمانی و ضبط قطعاتی برای شبکه‌ای تلویزیونی در کانادا، اسفند ۱۳۸۷

– همکاری با نیما فریدونی، نوازنده‌ی تار و اجرای کنسرت خیریه، تالار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تهران، آذرماه ۱۳۸۸

– نوازندگی تنبک در آلبوم «بادبانْ شکسته» به آهنگسازی حسین قاسم‌پور، با آواز حسین علیشاپور

– نوازندگی در آلبوم‌های در دست انتشار گروه «خاموش»: «سحرخوانی» با صدای مجتبی عسگری و «نوروز صبا»

– همکاری با ارکستر ملی ایران در کنسرت «دلشدگان»، اجرای آثار استاد حسین علیزاده، تالار وحدت و تالار همایش‌های برج میلاد، تهران، پاییز ۱۳۹۰

– همنوازی در گروه «مهتاب‌رو» به سرپرستی وصال عرب‌زاده و اجرای کنسرت‌ در شهرهای قزوین و یاسوج، اسفند.

 


 


 

 

 

 

 

 

یادداشت:
اثر حاضر حاصل گذر زمان بین سال‌های ۸۷ تا ۹۰ می‌باشد. من در این سال‌ها، انگیزه و توانم را نواختم و نوشتم. به‌گمانم سال آغازین، شوری بود که به قطعه‌ی «سبز» انجامید. در ادامه‌ی راه، تنها شدم. دیگر تنبک بود که بر چوب و پوستش زدم و نواختم و شب‌ها و روزهایم را در هم تنیدم. در میانه‌ی راه، دخترم «رستا» آمد و سازه‌ی آرزوهایم را وسعت بخشید. من برای قطعه‌ی سبز بهانه یافتم و آن را همچون گوشواره به گوش‌های او آویختم. امیدها و آرزوهایم را زنده یافتم. پدرم شعر «به زمین خوش آمدی» را برای رستا سرود و ما همه با هم یگانه شدیم. آنچه در قطعه‌ی «مه – خاکستری» می‌شنوید، همین یگانگی‌ست که در فضایی درونی و در کشاکش بین امید و بیم، و جهان بیدار و خفتگان پدید می‌آید. فضایی که هنوز هم در جان من بیدار است و سایه‌روشن‌های آشکار و نهان دارد. قطعه‌ی «باران – آبی» پوسته‌ی بیرونی این جدال هشیار و نهان است. من در این قطعه پیاده‌روی‌های صبح‌گاهان آدمیانی را می‌بینم که برای قرص نانی بر جلد جاده می‌کوبند و چون آن را به‌کف می‌آورند، آرام و بی‌نام گوشه‌ای می‌نشینند و آن را با همراهانی ناآشنا چاشت می‌خورند. زندگی به همین سادگی در این قطعه مرا به خویش می‌خواند.

«سال‌های خاکستری»، ابری را می‌ماند که سال‌هایی چند بر فراز زندگی من جا خوش کرده است. ابری که نه سر باریدن دارد و نه باز ایستادن. ابری اخمو و چموش که با صدایی مهیب می‌غرد… رگباری و سپس بارانی. هنگامی نیز واهمه‌ای ندارد که جنگل شب را بیدار کند و فرو بارد و سیلاب را به باریکه‌های دریا رساند.

سال‌های خاکستری پیوسته به سال‌های سپیدی‌ست که اولین نغمه‌ها را پدر و مادرم با سنتور فرامرز پایور، تنبک حسین تهرانی و محمد اسماعیلی و دیگر استادانم به من ارزانی داشتند. این نواها و نغمه‌ها به سرپنجه‌ی من زخم می‌زند و آن یادها را من، به‌گونه‌ای دیگر در جان خود و پوست تنبک می‌نوازم. دریغم می‌آید همراهی استادانم، خانواده‌ام و همسر همیشه همراهم را یاد نکنم.

بامداد فتوحی . نوروز۹۱

 

 

 

 

 

 


 

 

 

به زمین خوش آمدی
احمـد فتوحـی
برای رستا

        به سرزمین رازها، صدای مهربان آب‌ها
        به قامت کشیده‌ی کویرها،
        به دامن مَه و ستاره و حباب‌ها خوش آمدی

        تو باغ‌های موج‌وار بیقرار را پُر از پرنده می‌کنی
        و با پرنده‌ها به بام‌های بیکرانه می‌پری

        تو با ستاره‌ها به ماه بوسه می‌زنی
        و سبز با نگاه و ساده با زبان ترانه می‌سازی

        تو با حضور خود به آب رنگ می‌زنی
        به خواب، در خیال یک درخت می‌کشی
        جهان یک پرنده را پُر از شکار می‌کنی
        و شادمانه، دور ماه را یک هلال می‌دهی

        تو از نگاه آهوی رمیده‌ای، پُر از هراس می‌شوی
        و لب‌گزیده از خروش خشم باد
        رو به آفتاب می‌نهی

        تو ماه را توی قاب، جای می‌دهی
        و جام هر ستاره را پُر از شراب می‌کنی

        تو با ترانه‌های عاشقانه، ساز می‌زنی
        و گیسوی شبانه‌های عارفانه را به شانه می‌کشی

        تو کاخ رنج‌ها و جام زهرها، به زیر می‌کشی
        و بر سریر آرزو، به برده‌ای سیاه، تاج می‌نهی

        تو با سفر به کهکشان، به دور این زمین، حصار می‌کشی
        و بوته‌زارهای خار را به شعله‌ای، شهاب می‌کنی

        تو می‌پری به سوی آشیانه‌های شاد بلبلان
        و راه می‌شوی، برای کوچ دسته‌ی کبوتران

        تو آب می‌شوی برای رَستن صنوبران
        و جار می‌زنی، به چارسوق خفتگان

        تو با کدام حرف و این همه اشاره خوانده‌ای
        که این‌چنین، جهان کودکانه، شاد می‌کنی

 

 

 

 

بازنشر این پست آزاد است.

با تشکر از بامداد فتوحی و وبلاگ دوست داران همایون شجریان برای انتشار این آلبوم.

 

 

 

 

 


Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,