عباس مهرپویا

 

 

 

عباس مهرپویا (۱۳۰۶ تهران – خرداد ۱۳۷۱) خواننده، نوازنده، بازیگر تئاتر و جهانگرد ایرانی.

 

عباس مهرپویا در یک سینما مامور کنترل بلیط بود و بعد ها به تئاتر روی آورد.

او بعد از مدتی به ساز عود ( Oud ) علاقه مند شد و به مصر مسافرت نمود تا نواختن این ساز را فرا بگیرد. در مصر زیر نظر استادی عرب تبار به یادگیری ساز عود پرداخت. بعد از  عود زیر نظر استاد اسپانیایی اروین موره به آموختن گیتار روی آورد.

نخستین اثر هنری جدی مهرپویا اجرای قطعه‌ای به نام کلبه سرخ‌ پوستان با گیتار الکترونیکی در انجمن هنری تهران بود(سال ۱۳۳۶). گفته می‌شود او اولین کسی بود که گیتار الکتریک (Electric guitar) را وارد ایران کرد و هم‌ زمان به نواختن آن پرداخت.

 

مهرپویا علاقه زیادی به سفر داشت، او از سال ۱۳۴۲ سفرهایی را  آغاز نمود. در سال ۱۳۴۷ به هندوستان سفر کرد و در این سفر نواختن ساز سی‌تار (Sitar) را از محمود میرزا، با راهنمایی موسیقیدان هندی (راوی شانکار)  آموخت.

 او با شناسایی موسیقی و سازهای دیگر کشورهای جهان آمیزشی از این اصوات را به نام کوکتل موسیقی بوجود آورد و با همکاری ترانه سرایانی همچون پرویز وکیلی، تورج نگهبان و داریوش روشن به اجرای ترانه‌هایی پرداخت.

 

از آثار بجای مانده از او می‌توان به

آلبوم قبیله لیلی
آلبوم مرگ قو
کلبه سرخ‌پوستان
ترانه قایقرانان
موسیقی فیلم جدال شیطان
موسیقی ی فیلم دزد عشق
ترانه قبیله لیلی
ترانه بستر ننگین رقیب
ترانه غروب خزان
ترانه جام چشم
ترانه آه
ترانه خال سیاه

و…

را نام برد.

 

از میان آثار او دو اثر مرگ قو و قایقران از آثار به یاد ماندنی موسیقی ایران به شمار می‌ آیند.

 

 

عباس مهرپویا در اوایل خرداد ۱۳۷۱ در اثر ابتلا به سرطان درگذشت.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

 

 

 

در ادامه می‌توانید اثر زیبای مرگ قو را دریافت نمایید (+ متن شعر )

 

 

 

نام اثر: مرگ قو

شاعر: مهدی حمیدی شیرازی

مدت زمان: ۵ دقیقه

 

 

 

 

 

 

 

مرگ قو

شنیدم که چون قوى زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ، تنها نشیند به موجى
رود گوشه اى دور و تنها بمیرد
در آن گوشه، چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد!
گروهى برآنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقى کرد، آنجا بمیرد!
شب مرگ، از بیم، آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد!
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویى به صحرا بمیرد
چو روزى زآغوش دریا برآمد
شبى هم، در آغوش دریا بمیرد
تو دریاى من بودى! ـ آغوش واکن
که مى خواهد این قوى زیبا بمیرد!

(مهدی حمیدی شیرازی)

 

 

 

 


 

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,